دوشنبه, 30 بهمن 1396
ازدواج دایم
عنوان تاریخ نام - شهر
ازدواج دایم ۲۰ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۲۴ علی اصغر
سوال :
سلام آقای دکتر من یکی از همکارانم را به صورت بصری دوست دارم وضع ظاهری هر دویمان متوسط هست) بنده ایشان را به مدت 5 سال دوست دارم و به خاطر : 1-تقریبا هم سن بودن 2-شهرستانی بودن 3-همکار بودن 4-جایگاهش از من بیشتر بودن(قبلا هم تراز بودیم) بار ها و بارها از ذهنم پاک می کنم ولی دوباره عاشقش می شوم صبح انکارش می کنم ظهر عاشقش می شوم آیا این احساس بر مشکلات غلبه می کند؟ از شانس بدم ایشان هم مثل بنده کم رو و شبیه خودم-وقتی نگاهش می کنم فکر میکنمبا چشمهایش با من حرف می زند. این ارتباط صرفا چشمی و یک طرف هست هست حاج آقا من مطلب شما رو خوندم در مورد انتخاب احساسی من در شرایط بی طرفی 4 گزینه بالا را ملاک می دونم و فورا ردش می کنم ولی احساسم را چکار کنم آیا5 سال هوس و احساس است آیا این عشقه-خانواده مخالف
پاسخ : سلام برادر بزرگوار هيچکدام از مواردي که در بالا فرموديد مشکلي براي شما ايجاد نميکند؛ پس بهترين کار اين است که شما جدولي از ايده آلهاي خود براي همسر آينده خود را رسم کني و همه موارد مثبت و منفي را در آن درج کرده و نمره دهي کني بعد اگر معدل از 100 بالا 75 بود، ايراد اساسي در زندگي شما ايجاد نميشود. البته فراموش نکنيد که قبل از هر اقدامي يک مشاوره حضوري براي شما الزامي است.
ازدواج دایم ۱۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۲۵ یزد
سوال :
سلامِ. دختری 33 هستم که دو ماهه با پسری سی و شش ساله که هم محلی بودیم عقد کردم البته من قبلا شناختی رو ایشون نداشتم . .قبلا خانوادش دوبار خواستگاری آمدن اما بار سوم دیگه جدی شد و دیدم ملاکای منو داره و به دلم نشست قبول کردم . مشکلی که الان دارم تو این دوماه خیلی بهم توجهی نداره حتی یکبارم نشده خودش زنگ بزنه و بیاد باهم باشیم همیشه باید من بهش زنگبزنم تا بیاد خیلی نگران هستم اصلا هیچ علاقه ای بهم نشون نمیده.حتی اگر سه روزم بگذره تا من خبری نگیرم حتی زنگ نمیزنه رفت و اومدشم به خونمون خیلی کمه تو این دو ماه شاید چهار پنج بار اونم با چندبار زنگ زدن اومده. حتی تا حالا یک بارم نشده بهم دست بزنه خیلی نگرانم همش فکر میکنم اصلا منو نمیخواد .م
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامي نگراني شما کاملا منطقي و درست است و شما نياز به يک مشاوره داريد. يا با يکي از مشاورين شهرتون از نزديک صحبت کنيد و يا وقت مشاوره تلفني بگيريد بنده خدمتتون باشم. 04133449733
ازدواج دایم ۱۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۲۲ تبریز
سوال :
سلام خسته نباشید من عاشق دختری شدم نمیدونم چی کار کنم لطفا راهنماییم کنین
پاسخ : سلام؛ برادر بزرگوار شما حتما نياز به يک مشاوره حضوري داريد. 33449733
ازدواج دایم ۱۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۶ ارومیه
سوال :
سلام من 34 سالمه.شش سال پیش همسر مردی متاهل شدم که چهار فرزند دارد وکوچکترینشان 18 ساله است.زنش بیماری اعصاب دارد .در این شش سال که زن وبچه های شوهرم از ازدواج دایم مخفیانه ما بی خبر بودند فقط روزها شوهرم دو سه ساعتی پیشم میومد تا زیاد احساس تنهایی نکنم وشب ها همیشه تنها بودم. البته شوهرم مردی بسیار متشخص با موقعیت مالی واجتماعی بالاس .با اینکه 53 ساله است ولی من عاشقانه دوستش دارم و چشم هایم جز شوهرم هیچ مردی را نمیبند.شوهرم بهم چند ماه پیش بهم قول داد که مشکل مخفیانه بودن ازدواجمان را با آشکار کردنش حل کند  زن اولش متاسفانه جدیدا عکس من وشوهرم را در گوشی شوهرم دیده بود وشوهرم مجبور شده بود وجود مرا انکار وحاشا کند زیرا شوهرم میگفت اگر وجود مرا که زن دومش هستم انکار نمیکرد زنش ممکن بود بمیرد وبرچسب قاتل به شوهرم بخورد زیرا زنش بعد از دیدن عکسها سکته کرده بود ولی به موقع به بیمارستان رسانده بودن والان شوهرم خیلی اصرار به طلاق من دارد زیرا میگوید با توجه به شرایط جسمی وروحی زنم اصلا امکان آشکار کردن ازدواجمان نیست وبهتر است از هم جدا شویم تا بیشتر از این بهت ظلم نکنم ولی من قبول نکردم زیرا بدون شوهرم نمیتوانم نفس بکشم وعاشقشم اورو خدا بگید چکار کنم شوهرمو با توجه به وضعیت زنش که اگه بفهمه ازدواج مجدد کرده ممکنه دوباره سکته کنه چطوری میتونم شوهرم رو راضی گنم که زندگی مشترک دومش خراب نکنه  البته این هم بگم که من یک بچه داشتم از شوهرم ولی متاسفانه بعد تولد بعلت دیر سزارین کردنم بچه فوت شد واکنون برای بچه دار شدن بخاطرعفونت عملم دچار نازایی شده ام چکار کنم که شوهرم از طلاق منصرف شه وهمینطور شوهرم با توجه به وضعیت روحی همسرش چطور میتواند مشکل مخفیانه بودن ازدواجمان را حل کند؟  
پاسخ : سلام؛ خواهر بزرگوار با اينکه همسر اول ايشان بر گردن او حق و حقوقي دارد؛ ولي شما نيز همسر او بوده و حق و حقوق خود را داريد؛ و دلايلي که ايشان براي طلاق شما مطرح کردند، خيلي منطقي و عاقلانه به نظر نميرسد؛ پس شما حتما يا با يک مشاور خوب در شهر خودتون مشاوره کنيد و يا بنده خدمتتون هستم. 33449733
ازدواج دایم ۱۲ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۴۵ زينب أميري
سوال :
با سلام و خسته نباشيد يه مشكل خانوادگي داريم متنازع عقد كرديم و من در اراكم همسرم در تهران براي رفت و امد با همسرم كه بياد دنبالم برم پيش مشكل داريم و مادرم مخالفت ميكن نميذارن رفت و امد كنيم ايراد ميگيرم كه غلاتي زياد رفت و امد كردن جدا شدن دلزده ميشه شوهرت ازت كلي حرفتي ديگه همسرم عاصي شده كه من بهت احتياج دارم ميخوام كنارم باشي براي اينكه برمم پيش همسرم زمان تعيين ميشه متلا دو روز همسرم ميگه به من اعتماد نداشتن خانواده چرا تو رو بمن دادن لطفا كمكم كنيد ممنونم
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی از وقتی که شما عقد کردید زن و شوهر رسمی هستید و در کنار بودن شما حق هر دوی شماست و والدین شما نباید حساسیت و سختگیری زیادی بکنند؛ البته این را هم نباید نادیده گرفت که شاید رسم و رسوم شما با خانواده شوهرتون متفاوت باشد و علت مخالفتهای مادرتون هم همانها باشد؛ لذا با شوهرتون به صورت عاقلانه مشورت کنید و تصمیم عاقلانه ای اتخاذ بکنید به صورتی که هم شما نیازهای خود جواب داده باشید و هم با مراعات رسم و رسومها خیال خانواده را راحت کنید و در صورتی که باز هم به توافق نرسیدید مراجعه به یک مشاور خوب به شما توصیه میشود. و نیز در صورتی که مشکل شما همین یک مورد است، توصیه میشود که هر چه زودتر عروسی کنید.
بعدی آخرین

جستجو

Google

در این وبسایت
در كل اينترنت

پشتیبانی آنلاین