دوشنبه, 30 بهمن 1396
خانواده
عنوان تاریخ نام - شهر
خانواده ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۴ سمیرا*کوهرنگ
سوال :
با عرض سلام و خسته نباشید من 29 ساله و شغلم دبیر هستم دلم خیلی گرفته خیلی احساس تنهایی میکنم دلم میخواد قسمت میشد زودترازدواج کنم خواستگارم دارم ولی چه فایده هر موقع خواستگار پیدا میشه پدرم جوابش منفیه بی علت ودلیل، چند وقتی هست یه پسر با یه خانواده متوسط پیدا شده از هر کسی هم که تحقیق کرده ایم گفتن پسر خوبی ولی بازم میگه نه ناگفته نباشه من یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که متاسفانه با دختر یکسالش از همسرش جدا شده الان نزدیک 7 ساله با ما دارند زندگی میکنه یکی از علتهای مخالفت پدرم هم با ازدواج من این است که می ترسند. لطفا راهنمایی ام کنید.
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی اذن پدر در ازدواج دختر شرط است؛ و مطمئن باش که اگر مخالفتی هم میکند، از روی دل سوزی و دوست داشتن شماست، ولی اگر واقعا احساس میکنی که سخت گیری هاش الکی و بی مورد است، حتما با مادرت صحبت کن و نیاز به ازدواج و تمایل خود را به آن فرد را به ایشان بگو و اگر از دست مادرت هم کاری برنمیاید، با یکی از بزرگان و افرادی که پدرت از آنها حرف شنوی دارد؛ صحبت بکنید تا پا در میانی بکند؛ و اگر باز هم جواب نگرفتی، اگر احساس میکنی که این فرد بهترین گزینه است و بعد از این هم فردی با این شرایط برای شما نصیب نخواهد شد، اذن پدر ساقط است.
خانواده ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۱ اراک
سوال :
سلام.یکساله متاهلم ولی اون زندگی عاشقانه ای رو که با همسرم تصور میکردم ندارم.رفتارش مثل شوهرهای دیگه عاشقانه نیس همش فک میکنم شاید مشکل از منه شایدباهمسردیکه ای جز من زندگی عاشقانه تری داشتن و همینطور من.البته زیبا هستم وهرچی بیشتر براش ناز میکنم کمتر بهم محل میذاره.نمیدونم مشکل از کجاس لحن شیرین و مهربانی نداره البته جز موقع همخوابی!احساس میکنم خودشو بیشتر از من دوس داره.شاید به خاطر تک فرزندیشه ولی من خیلی دارم اذیت میشم موقع حرف زدنم حواسش به تلوزیونه موقع عکس انداختن بغلم نمیکنه وقتی توجمع نگاش میکنم نگام نمیکنه که شایدکارش دارم بااینکه میفهمه.تو جمع به حرفام اهمیت نمیده اولویت بادیگرانه در حالی که زوجهای جوان دیگه اطرافمون تمام این توجه هارو به هم دارن وبارها بهش تذکر میدم ولی نمیفهمه
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی همین که از بین این همه دختر شوهرتون شما را انتخاب کرده مطمئن باشید که شما را دوست دارد؛ ولی قبل میکنم که کمی در مهارت همسرداری ضعیف است؛ پس اولا این را در نظر داشته باش که خصوصیات آقایان در جاهای زیادی با هم متفاوت است و این به معنی دوست نداشتن نیست؛ ثانیا یکبار به صورت دوستانه به همسرت گوشزد کن که دقیقا چه چیزهایی خوشآیند تو است و ازش بخواه که مراعات بکند؛ بعلاوه اینکه شما هم باید چیزایی که خوشآیند او است را مراعات کنی.
خانواده ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۲۷ مینا-تکاب
سوال :
سلام خسته نباشید حاج آقا من در خاناده ای زندگی میکنم که 4خواهر و 1 برادر هستیم. من دختر اخر خانواده می باشم.3 خواهر قبلی من که ازدواج کرده اند مهریه شان 714 سکه بود. الان من خاستگار خوبی دارم ولی طرف مقابل میگه 714 زیاده. از طرفی خانواده من میگن چون اون سه خواهر 714 بوده واسه تو هم باید همون باشه. و به همین دلیل جواب رد میدن. خودمم نمیخوام 714 باشه. اگه امکانش باشه راهنماییم کنین تا قانعشون کنم.
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی اگر تنها دلیل مخالفت خانواده تعداد سکه های مهریه است، اشتباه بزرگی میکنند و باید با گفتگو یا واسطه کردن بزرگترها قانع کنید که با این وصلت موافقت کنند.
خانواده ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۱۲ گودرزی-تبریز
سوال :
حاج آقا سلام گودرزی هستم 45 ساله کارمند تامین اجتماعی تبریز که 15 سال پیش برای ادامه تحصیل از بروجرد به تبریز امده و با یکی از پرستاران تبریزی شاغل در این شهر ازدواج کردم و بطور شفاهی قرار گذاشتیم که اینجا زندگی کنیم ثمره این ازدواج پسری 13 ساله است که شدیدا علاقمند به مادرش میباشد حال با گذشت این چند سال دچار مشکلات زناشویی شده ایم وهمچنین من نیز شدیدا مشتاق برگشت به بروجرد شده ام این عوامل باعث شده اختلافات ما بالا گرفته و روز گذشته خانم مراجعه برای اجرائیه مهریه خود به تعداد 350 عدد سکه نموده. دارایی بنده نیز 3 دانگ آپارتمان و 50 میلیون وجه نقد است حال به نظر شما من بااین مشکلات مهریه و برگشت به شهر خودم چه باید کنم از راهنمایی شما ممنون خواهم شد
پاسخ : سلام؛ برادر بزرگوار مهریه ربطی به طلاق ندارد و حق زن بوده و هر وقت هم بخواهد میتواند بگیرد. و همچنانکه خودتون اقرار میکنید، در مورد محل سکونت هم شما قول دادید که در تبریز زندگی بکنید؛ پس به نظر میرسید که در این موارد حق با ایشان باشد، و تنها راهی که شما دارید این است که به همراه همسرتون پیش یک مشاور رفته و به کمک ایشان یا مشکلات خود را حل کنید. و یا راه حل مناسبی پیدا بکنید.
خانواده ۲۶ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۳۷ طاهره-اصفهان
سوال :
سلام استاد ببخشید بنده دختری هستم 24 ساله که لیسانس گرفتم و مهارتهای هنری و علمی زیادی دارم از نظر حجاب چادری هستم و تا به اکنون با هیچ پسری ارتباط نداشتم ولی مشکل من از جایی شروع می شود که خواستگارهای زیادی برایم می آیند ولی به خاطر اینکه پدرم کارگر هستندو تحصیلات بالایی نداشتندالبته بنده دستانشان را می بوسم چون تا به حال همیشه پول حلال سر سفره آوردند واین برای من خیلی ارزش دارد)این است که اکثرا دیپلم وزیر دیپلم هستند و من برایم تحصیلات دانشگاهی زیاد اهمیت دارد ویا گاهی هم هستند کسانی که من قبول دارم ولی (مادرشان)می آیند ایراداتی میگیرند که من را خیلی ناراحت می کند مثلا قدت کوتاهه(154سانتی متر است)خونتون چرا کوچیکه،بابات کارگراست. من چکار کنم دارم نابود می شوم؟
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی شرایط شما هیج ایرادی ندارد، ولی یادتون باشد همچنان که شما حق دارید برخی از خواستگارها را به عناوین متفاوتی رد کنید، آنها هم حق دارند، به عناوینی از ازدواج با شما منصرف بشوند؛ البته دلیل انصراف شما و آنها درست است یا غلط بحث دیگری است؛ پس لازم نیست نگران باشید، شما شرایط و ویژگی هایی برای همسر آینده خود در نظر داشته باشید و از بین خواستگارهای خود به کسی که بیشترین شرایط شما را دارد، جواب مثبت بدهید.
اولین قبلی بعدی آخرین

جستجو

Google

در این وبسایت
در كل اينترنت

پشتیبانی آنلاین