دوشنبه, 30 بهمن 1396
متفرقه
عنوان تاریخ نام - شهر
متفرقه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۵ زهرا-تبریز
سوال :
با سلام خدمت حاج آقا قهرمان. حاج آقا بنده هر روز به سایت شما سر میزنم. و از اینکه جوابهایی درست و منطقی و عاقلانه میدید بی نهایت از شما متشکرم.بنده 27سال دارم چندی قبل با یک پسری دوست بودم اما قصدمون ازدواج بود ولی با خیانت او روبرو شدم چند بار به او فرصت دادم ولی اثر نکرد گرچه میدونستم کارم درست نیست اما احساسم نمیذاشت به حرف عقلم گوش کنم. حالا با هم قطع رابطه کردیم اما ایشون فقط میخواد ازم سوء استفاده کنه و منو ابزار هوس و خوشگذرونی‏هاش کنه. حاج آقا بنده از این رابطه دوستی خیلی صدمه شدیدی خوردم و هیچوقت نتونستم به زندگی عادیم برگردم. ایشون به من میگن تو هیچوقت نمیتونی ازدواج کنی چون من و مامانم رفتیم و بختتو بستیم. حاج آقا،بنده زیاد اهل خرافاتو این حرفا نیستم اما بعضی وقتا احساس میکنم واقعا حقیقت داره و بخت منو بستن.
پاسخ : جواب شما را چند بار به ایمیلتون گذاشتم ولی مثل اینکه آدرس ایمیلتون نادرست است. در کل شما اصلا به خواسته های ایشان توجه نکنید؛ چون اولین اشتباه شما آخرین اشتباه نخواهد بود و شما مجبور خواهید بود تا آخر عمر به خواسته های او جواب بدهید. و نگران نباشیدگفته ادعای ایشان که بخت شما را بسته‏اند، دروغ است؛ پس زندگی عادی خود را داشته باش که شما هم خواستگاران خوبی خواهی داشت.
متفرقه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۹ محمد-تهران
سوال :
:با عرض سلام. حاج آقا من حدود دو سالی میشه که به یه دختر خانم علاقه مند شدم اما با توجه به اینکه در محیط مذهبی بزرگ شدم و خودم هم مقید به مذهبم عملا رابطه مخفیانه بهش اعتقاد ندارم از طرفی می ترسم تا شرایط برام محیا بشه برای خواستگاری ایشون ازدواج کنن. بنده رو راهنمایی کنین .الان مشکل من اینه که نمی دونم ایشون هم به من علاقه دارن یا نه. البته با توجه به رفتارهایی که دارن احتمال میدم به من علاقه مند هستند.
پاسخ : :برادر بزرگوار تا زمانی که شرایط ازدواج تو فراهم نشد هیچ اقدامی نکن و در صورتی هم که شرایط فراهم شد، فقط از طریق خانواده اقدام کن. و اگر احتمال میدهی که تا فراهم شدن شرایط ایشان ازدواج بکنند، جریان را والدین خود در میان بگذار و قانع کن که به خانواده دختر مطرح کنند و ... .
متفرقه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۶ سوگند-بندرعباس
سوال :
:سلام. دختری 27 ساله هستم خواستگارای زیادی داشتم ولی متاسفانه هیچ کدوم از اونا به نتیجه نرسید نه اینکه من جواب رد بدم نه نمی دونم چرا هیچ کدوم درست نمیشه حتی دو طرف هم همدیگه رو دیدیم و قبول داشتیم ولی بازم خراب میشد . از لحاظ ظاهر اصلا بد نیستم موقعیت اجتماعی خوبی دارم و همچنین خانواده ای سرشناس و موجه. هیچ وقت به اینکه کسی رو دعا کردن اعتقاد نداشتم چون میگم قدرت مطلق خداست و تا اون نخواد آب از آبم تکون نمی خوره ولی تازگی دیگه یقین پیدا کردم که حتما طلسم شدم آخه منطقی هست که توی یه سال 12 نفر خواستگار داشته باشی و هیچکدوم تیجه ای نداشته باشه .... از کجا باید بفهمم که برام دعا کردن یا اگه اینطوریه باید چیکار کنم که دعا از بین بره دیگه واقعا دارم میترسم چون تا یه زمانی موقعیت هست و منم بهترین موقعیتامو دارم از دست می دم.. خواهش میکنم راهنماییم کنید تا به یه نتیجه منطقی برسم. ممنونم.
پاسخ : :خواهر گرامی نگرانی شما بی مورد است هر کسی برای منصرف شدن می‏تواند دلایل خاص خود را داشته باشد؛ پس شما دنبال این نباش که به چه دلیلی اونها منصرف شدن، بلکه منتظر شانهای بعدی خود باش. تو زندگی عادی خود را داشته باش و سعی کن که بیشتر در مجامع عمومی حضور داشته باشی.
متفرقه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۱ بهار-تهران
سوال :
:سلام دختری هستم 22 ساله ..... در خانواده ای زندگی میکنم که اغلب ازدواج را کاری بیخود می دانند که تنها جلوی پیشترفت انسان را می گیرد من از ابتدا با همین دیدگاه بزرگ شده ام به طوری که انگار ملکه‏ی ذهن من باشد ... حتی وقتی وارد دانشگاه شدم به من اخطار داده شد که مبادا کسی برای ازدواج پیش قدم شود یا بخواهد به خانه ی ما بیاید! که اینگونه زندگی و آینده ی خود را تباه کرده‏ای. مانند بسیاری از افراد تمام مدت دانشگاه با کسی صحبت نکردم حتی کمتر به کسی(آقایان) نگاه می کردم ساعت های کلاسهای مختلط را جوری می گرفتم ( تا راحت تر با دوستان خود در یک کلاس خلوت باشیم ساعت های دوم کلاس ها را می گرفتم) حتی وقتی چند نفر برای آشنایی بیشتر به من نزدیک می شدند ارتباط را یک باره با آنها قطع می کردم( نه که احساس نداشتم به حرف خانواده گوش می دادم) بعد الان که درسم تمام شده تمام نظرها برگشته!!! از مزایای ازدواج و داشتن فرزند می گویند.... حاج آقا من دختر انعطاف ناپذیری نیستم ولی با این وضعیت که اینچنین حرف ها را عوض می‏کنند مشکل دارم.....با عرض معذرت کلا احساس حماقت می‏کنم.... از اینکه کسی الان - کاملا خودشان در ذهنم معایب ازدواج را فرو کردند- بنشیند و از محاسن آن بگوید حس بدی دارم......یک حالت لجبازی بی سابقه در خودم حس می کنم...!!! به آنها می گویم که چرا به من قبلا این طور میگفتید فقط می گویند که الان به حرف هاشان گوش دهم در دبیرستان که نمی شود به دختری گفت ازدواج چه قدر لازم است!!!! هنوز هم همه تمام ناکامی های خود را به دلیل ازدواج می‏دانند ولی به من چیز دیگری می‏گویند(به تازگی).....ای کاش مرا راهنمایی می‏کردید تا از این احساسات تازه ای که نسبت به اطرافیانم دارد از بین رود !!! در ضمن لطفا به من بگویید اگر انسان این قدر بعد از ازدواج از آرزوهای خود دور می ماند پس چرا این قدر به آن تاکید شده است؟
پاسخ : :خواهر گرامی اینکه ازدواج کردن برای هر انسانی یکی از بزرگترین نیازها و ضرورترین آنهاست شکی نیست؛ و اینکه بزرگترهای شما به شما در مقطعی یک جور و در مقطع دیگر طور دیگری گفتند به احتمال زیاد از روی دلسوزی بوده که شما به ازدواج فکر نکرده و به درسهای خود برسی. به هر حال با ماندن در گذشته مشکلی حل نمیشه شما اگر خواستگار خوبی داشتی حتما ازدواج بکن و بدان که در صورت لجبازی و ازدواج نکردن، بیشترین ضرر را خود تو خواهی دید که بعدا هم قابل جبران نیست. در مورد بند آخر مطلبتون هم باید عرض کنم که اگر ازدواج آگاهانه باشد انسان را از آرزوها دور نمیکندکه هیچ بیشتر آرزوها را هم برآورده میکند.
متفرقه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۱ رها-زنجان
سوال :
من دانشجو هستم و ترم3 از ترم 2 به یکی ازهمکلاسیهایم علاقه مند شدم ولی او به کس دیگری علاقه دارد و من با اینکه این موضوع را میدانم باز هم علاقه مندم به ایشان در ضمن دختری که ایشان به آن علاقه دارد به ایشان علاقه ای ندارد من فقط راهکاری برای فراموش کردن ایشان میخواهم و از این ناراحتم که چرا با اینکه مواردی از جمله سیگار کشیدن هست که من از آن متنفرم به ایشان علاقه مند شدم و یکی از دوستانم هم از این موضوع اطلاع دارد
پاسخ : :قبل از همه چیز باید اراده فراموشی ایشان را داشته باشید و بعد سعی کنید اگر خواستگار خوبی داشتید ازدواج کنید، سعی کنید حداقل ملاقات را با ایشان داشته باشید، تا حد امکان واحدهای درسی مشترک با اون برندارید، حدالامکان به ایشان فکر نکنید و اگر فکر ایشان به سرتون زد خود را با چیزهای دیگری مشغول کنید.
اولین قبلی

جستجو

Google

در این وبسایت
در كل اينترنت

پشتیبانی آنلاین